تبليغاتclose
سینگار

سینگار
عمومی

امشب از هر گوشه ی دل بوی دلبر می رسد
بوی ناز عاشقی از دیده ی تر می رسد
امشب این دیوانه دل با ما نمی سازد چرا

گوئیا عطر جنون از دست ساغر می رسد
همچو زلف یاسمن امشب پریشان می شود
بخت بد بین کز کجا فریاد خنجر می رسد
آن دو چشم آهویی هرشب چه میخواهد ز دل
کز نگاه نازکش سنگی به گوهر می رسد
مدعی کو تا ببیند در حصار شعله ها
عمر ققنوس دلم هرشب به آخر می رسد
گرچه تار هستی ام اکنون ز هم بگسسته است
هرشب از تار دلم آهنگ دیگر می رسد
پر ز عطرم من از این شبهای خوب عاشقی
گرچه میدانم شبی عمر دلم سر می رسد 

        
                                
ملک ریسیی





ادامه مطلب

طبقه بندی :
تعداد بازدید : 42
برچسب ها : شعر ,
نوشته شده در تاريخ شنبه 10 دي 1390 توسط عبدالستار ملک ریسیی
صفحات وبلاگ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Tem98.Ir